داستان من و شيخ



بعد از كلي شعار و فرار و درگيري و باتوم خوردن و اشك ريختن من كه رسيدم شمال ميدون هفت تير شيخ هم رسيد. خوشحال شدم. بعد از حال و احوال به اين اميد كه ديگه شيخ هست و با ما كاري ندارن همراه با ايشون مدرس رو به سمت داخل ميدون شروع كرديم اما به محض نزديك شدن به ميدون با نارنجكِ اشك آور و حمله گرزداران آقـــا مواجه شديم. فكر مي كنم محافظان شيخ هم شكه شده بودن مخصوصاً وقتي يكيشون به قصد كشت كتك خورد. هميشه از شجاعت شيخ لذت مي بردم اما اونجا وقتي نگاه مظلومانه اين پيرمرد رو وقتي ضد شورش هاي وحشي دورش كرده بودن ديدم دلم به حالش سوخت.

خلاصه كه شيخ هم تونست خودش رو نجات بده و به ماشين برسه و بعد در خيابون مطهري با مردم خداحافظي كرد ... گرچه مردم باز هم موندن و به استقبال اشك آور هاي و باتوم هاي بيشتر رفتن.

 

اين رو مي دونم كه قرار هست هر بار با چوب و اشك آور و اسلحه و فحش ناموس مورد پذيرايي  يك مشت انسان حيوان صفت قرار بگيريم، اما اين رو هم مي دونم كه هر چي بيشتر در مقابلمون بايستند بيشتر قدرتمند خواهيم شد؛ هر چي بيشتر با رنگ مشكي روي نوشته هاي سبز مارو خط خطي كنن اون نوشته هاي سبز زيري بيشتر به چشم ميان و ... هر چي بيشتر حقيقت رو نشنوند فرياد حقيقت بلندتر خواهد شد.

 

به اميد روزهاي سبز ديگر (شايد 16 آذر)

در پناه حق باشيد

رهگذر






These icons link to social bookmarking sites where readers can share and discover new web pages.
  • Digg
  • Sphinn
  • del.icio.us
  • Facebook
  • Mixx
  • Google
  • Furl
  • Reddit
  • Spurl
  • StumbleUpon
  • Technorati

مـــا و افاغنه


«هو الحق»


 


مـا و افاغنه


 


ستایش معبود بی کران و بی وصف که با ماست و بی اوییم.


و ستایش خداوندگاری که بنا نهاد نظامی با ولایت مطلقه و ملتی ولایت مدار و در راس امور حکومتی دولتی کریمه را منتخب گردانید و در راس دولت کریمه دکتری فخیمه. که هر چه در وصف او تو دانی و گویی کم دانسته ای و کم گفته ای. مردی از جنس آسمان، آسمانی که پاره گشته و او را بر سر ما بنهاده.


اوست که دانا و آگاه است بر کلیه امور دولتی، فرهنگی، علمی و فنی. اوست که نماد راستی و حقیقت است تا آنجا که خلقی را همچو حمار، علف خوار خویش بکرده. اوست که مذاکره نمی کند و اوست که دست های بلند شده را در سازمان ملل قطع کرده. اوست مزین به هاله نوری زرد رنگ، زردی جگری.


===========================


اما ...


شباهت: ما معترض بودیم به نتیجه انتخابات، افغان ها هم معترض بودند. و هر دو می گفتیم در انتخابات تخلف شده.


تفاوت: ما رهبری داشتیم که فرمودند حرف حرف ماست و مموتی برنده است ولاغیر و حرف اضافه هم قبول نیست. آنها شورایی داشتند که چند ماه بررسی کرد و حتی رئیس جمهور وقتشون هم زورش به این شورا نرسید. (البته بلا تشبیه ما هم شورای نگهبان داشتیم)


پی نوشت: ا.ن. چون خیلی کیف کرده بود زمانی که هیچ کس به عنوان رئیس جمهور قبولش نکرد چند نفری براش تبریک منتشر کردند گفت یه حالی به کرزای بدهم ... فلذا با وجود اینکه هنوز معلوم نبود کی رئیس جمهور افغانستان می شه یه پیغام فدایت شوم ِ تبریک برای کرزای فرستاد. و حالا هم کلی ضایع شد. حقیقتاً فکر نمی کرد ملت افغان زورشون به هیئت حاکم برسه چون نمی دونست اونا رهبر ندارن.


=========================


از اوین: من خوبم. هوا خوبه. بازجو خوبه. اینترنت خوبه... کمپوت آناناس یادتون نره.


 


 

These icons link to social bookmarking sites where readers can share and discover new web pages.
  • Digg
  • Sphinn
  • del.icio.us
  • Facebook
  • Mixx
  • Google
  • Furl
  • Reddit
  • Spurl
  • StumbleUpon
  • Technorati

زندگی بی دغدغه


شاید مهم ترین لذتی که سفر به جایی مثل غار دانیال برای من داشت جدا از لذت بصری آن، این نکته بود که دانستم که همچین جایی نیز آفریده شده و در زمین خودمان وجود دارد.

وقتی عظمت را در تاریکی  و جریان را در سکوت غار و وقتی سبز و زرد و نارنجی و قهوه ای و آبی و خاکستری را یکجا در پاييز جنگل می بینی با خود می گویی کاش دغدغه نان شب نداشتم، کاش می شد که وارسته از دنیا برای خود رها باشم، کاش دغدغه الفنون و کاش نگرانی های اینچنین مرا پابند شهر و خانه نمی کرد. كاش فارغ از هر دل مشغولي به دنبال خانه دوست جهان را درمي نورديدم.

تا آنجا رفتم که یادم آمد باز به خود یادآوری کنم که:

 رهگذر! به هیــچ چیـــز دل  نبنـــد.

========================

لطفاً به پي نوشت ها توجه فرماييد:

پي نوشت با ربط: آقاي شريفي مي گفت: موج دريا به سمت ساحل كه مياد مي گه «هو» عقب كه مي ره مي گه «حق»

پي نوشت بي ربط:  اگر اين الفنون نبود من از دست كي بايد حرص مي خوردم ... به كي بايد مي خنديدم ... و مهم تر اينكه به كي فحش مي دادم

پي نوشت مهم: گاهي تمام زندگي را در دلهاي خجسته مي شه ديد

 

 




These icons link to social bookmarking sites where readers can share and discover new web pages.
  • Digg
  • Sphinn
  • del.icio.us
  • Facebook
  • Mixx
  • Google
  • Furl
  • Reddit
  • Spurl
  • StumbleUpon
  • Technorati

«خاطرات سبز با پس زمینه خاکستری»




هو الحق


 


 


«خاطرات سبز با پس زمینه خاکستری»


 


 


امروز اشک در چشمانم جمع شد زمانی که زمین خوردن یک جانباز مهربان را دیدم و هنوز بغض دارم. در حالی که در خیابانها سرگردان دفترخانه ها و شرکت ها و سازمانها بودم آنقدر هجوم افکار بر من زیاد بود که حس می کنم از صبح تا الان سه روز بر من گذشته.


 


امروز یاد روزهای سبز افتادم که مردم با چه هیجانی نوارهای سبزشان را برای کاندید محبوبشان در بین هم تقسیم کردند.


 


امروز یاد شلوغی صف های انتخابات افتادم.


 


امروز یاد رای های گمشده افتادم.


 


امروز یاد میلیون ها سکوت سبز افتادم.


 


امروز یادم آمد خون هایی را که ریخته شد. مادرانی را که گریستند. پدر دوست شهیدی را که به توهم متهم شد. یاد گلوله های انفجاری سپاه در مقابل مردم. یاد کلتی که به سمتم نشانه رفته شد.


 


امروز یاد رکیک ترین فحش هایی افتادم که از زبان مردانی در لباس پلیس شنیدم. پلیسی که خود را مجری قوانین اسلامی می داند.


 


امروز یاد نیشخندهای عاقل اندر جاهل یک دروغگوی بزرگ افتادم.


 


امروز یادم آمد دوستان این جانباز جنگ را، که برای آزادی ملت و وطن جان دادند.


 


و یادم آمد که امروز عده ای به نام آنها به زور تفنگ و تجاوز آزادی را از ملت و وطن می گیرند.


 


امروز یادم آمد مولایم را که شبانه برای کودکان یتیم نان و خرما می برد و به آنها سواری می داد و بر دلهای آنها ولایت می کرد.


 


و یادم آمد ولایتی را که برای ملتش خط و نشان می کشد و ...


 


 


.


 


امروز یادم آمد غم نان شب ملتم را.


 


و یادم آمد میلیاردها پول گمشده و تلف شده و بخشیده شده را.


 


امروز یاد دعای خیر مادربزرگم افتادم برای آن سید خوش چهره که یادش بخیر.


 


امروز یاد خیلی چیزها افتادم ... که بماند


 


همیشه دیدن ظلم مرا عذاب می دهد. اما وقتی که به اسم دین به اسم نظام به اسم ارزش به اسم حاجی و با افتخار ظلم شود دیگر تاب ندارم.


 


نمی دانم چرا هنوز از بیان بعضی حرفها می پرهیزم در حالی که عده ای بی حیا و زبان دریده به اسم دین هر چیزی را بر زبان می آورند. والسلام.


 

These icons link to social bookmarking sites where readers can share and discover new web pages.
  • Digg
  • Sphinn
  • del.icio.us
  • Facebook
  • Mixx
  • Google
  • Furl
  • Reddit
  • Spurl
  • StumbleUpon
  • Technorati

نمي خواهم من و تــو ما شويم


هو المعشوق

================

نمي خواهم من و تــو ما شويم ...

من مي خواهم من و تــو هر دو، با هــم، تـــــو شويم

مي خواهم فنــا شوم

 

من نه شهوت چـشـــمان تو را مي خواهم

نه مي خواهم عشق را در لحظه ي تلفيق نگاهمان معنا کنم

نه مي خواهم نيمه ي گمشده اي بيابم از براي روح گمشده ام

نه مي خواهم مرهمي باشي بر دردهايم

نه مي خواهم از آن ِ من باشي

 

نه محتاج همراهي هستم که در انتهاي شب کــوله بارم را به دستش دهم

و جرعه اي آب به دستم دهد

 

آري من فنـــ ا را طلب مي کنم

پس بگذار من، من نباشم

 

و آنگاه هيچ درنگي لازم نيست ... تنها، از مــن بگـــذر ...

.......

در پناه حق

These icons link to social bookmarking sites where readers can share and discover new web pages.
  • Digg
  • Sphinn
  • del.icio.us
  • Facebook
  • Mixx
  • Google
  • Furl
  • Reddit
  • Spurl
  • StumbleUpon
  • Technorati

These icons link to social bookmarking sites where readers can share and discover new web pages.
  • Digg
  • Sphinn
  • del.icio.us
  • Facebook
  • Mixx
  • Google
  • Furl
  • Reddit
  • Spurl
  • StumbleUpon
  • Technorati

موج و حرکت با میرحسین


موج و حرکت با میرحسین



آنچه در این ایام بر اکثریت مردم کشور روشن است شرایط بحرانی و نشیبی است که در آن قرار گرفته ایم، که اگر در این مقطع برای آن چاره ای نیندیشیم، شاید عکس العمل های ناخوشایند و نامطلوبی را در آینده کشور سبب گردد


موجی اجتماعی که برای انتخاب میرحسین باید شکل بگیرد و به تکامل برسد گرچه تاکنون بسیار کمرنگ و نوپاست اما بر اساس تفکری در حال شکل گیریست که شاید تا امروز در سوابق تاریخی جمهوری اسلامی نظیر نداشته است


در این دوره آنچه که ملت را به تلاش برای انتخاب شخصی چون میرحسین ترغیب می کند، نه به دست گرفتن دولت توسط جناح چپ گراست و نه آزادی و غیره، بلکه «نجات کشور» از بحران کنونیست که این موج اجتماعی را بنا نهاده است و آنرا به جلو می راند. حال اینکه قطعاً «نجات کشور» بهترین عامل محرک ملی خواهد بود برای پایان وضع فعلی و ایجاد موج اجتماعی همسو با حرکت میرحسین


علاوه بر این، با وجود این موضوع که اصلاح طلبان میرحسین را فردی چپ گرا می دانند لیکن می توان خوشحال بود، چرا که کم نیستند اصولگرایانی که بنا به دلایل مختلف میرحسین را فرد اصلح ریاست جمهوری می دانند. و این خود عاملی تشدید کننده است برای ایجاد موجی قوی


عامل دیگر تقویت کننده این موج قشری از جامعه هستند که در چند انتخاب قبلی صحنه را برای جولان رقبا خالی کردند و امروز شاهد نتیجه این عمل خود هستند و برایشان روشن است عدم حضور در انتخابات مجالیست دوباره برای زوال کشور و منابع و منافع ملی


شاید فرصت کم باشد و وضع فرسایشی موجود توان حرکت را از جامعه ایرانی گرفته باشد، اما امروز باید دست در دست یکدیگر نهیم و یکصدا و یک رنگ به فکر «نجات کشور» باشیم


السلام علی من اتبع الهدی
رهگذر

These icons link to social bookmarking sites where readers can share and discover new web pages.
  • Digg
  • Sphinn
  • del.icio.us
  • Facebook
  • Mixx
  • Google
  • Furl
  • Reddit
  • Spurl
  • StumbleUpon
  • Technorati